خرید بک لینک

سفر نامه قسمت بیستم ورود به ایران همه سر حال پر ذوق صبحانه مفصلی خوردیم بطرف مرز بازرگان حرکت کردیم ، هیچکدام از این سه ماشین هیچ کجا برای حتی برای چای هم وقتی صرف نکردیم ، شوق بود و سرعت جاده فوق العاده بد بود و از سرعت میکاست اما ما متوجه هیچ چیز نبودیم . بالاخره به مرز یازرگان رسیدیم مرز شلوغ بود و پر از کامیون و ماشین . باید پیاده میشدیم تا نوبت بما برسد شروع به خواندن سرود ای ایران، هر کس را دیدیم بوسیدیم و اشکهای شوق در چشمها حلقه زده بود.

برچسب: نویسنده: غزل میرزاده تاريخ: سه شنبه 30 تير 1405 ساعت: 3:10

مهستی آشنا - 08:41 1391/07/19 44 سلامی گرم بر همگان چرا ازدواج میکنیم - موضوع را من انتخاب کردم ، من نه ، این نیم من که همیشه در زندگیش در برابر همسر و فرزندان در برابر دوست و همسایه و حتی در برابر دوستان و خوانندگان مطالبش که حالت مجازی دارد سنگ نیم من بوده تا بتواند استمرار یابد، چون 67 ساله ام ازنسل اماده ازدواج و سازندگان زندگی امروزی که حکم نوه مرا دارند سه نسل میگذرد . یک دختر وقتی پا بعرصه زندگی میگذارد خداوند ودیعه افرینش را در او میدمد.

برچسب: نویسنده: غزل میرزاده تاريخ: دوشنبه 5 دی 1401 ساعت: 20:05

شرق - 01:25 1391/04/24 29 ابهام معنا 2 دلتنگی های آدم را فقط خودش میفهمد. شنیدن و گفتن و نوشتنش ،چندان منعکس کننده ی همان حال و احوالات نیست ، سری جنباندن و اخمی به ابروها نهادن و حتی اشکی هم سرازیر کردن ، و بیشتر از اون تو سر خود هم زدن ، هیچ تسکین خاصی به درد کسی نیست . والا اینهمه درد دار و دردمند و زجر کشیده ، یک شبه با یه فراخوان عمومی شاد و شنگول میشدن و شیلنگ تخته مینداختن و با دم مبارکشون بجای رتق و فتق امورات دردمندان ، گردو و بادام میشکستند و

برچسب: نویسنده: غزل میرزاده تاريخ: دوشنبه 5 دی 1401 ساعت: 20:05

مهستی آشنا - 16:51 1391/03/10 13 اولین سلامم تقدیم خوانندگان این سطور سپاسم نثار تو شرق عزیزکه تشویق هایت بود و راه امید دارم بتوانم از توشه سالیان پر ماجرایی که داشته ام بری چیده و بحضورتان اورم . توجه شما به نوشتارم که گاه خاطره است و گاه دلنوشته ای برایم بسی پر ارج خواهد بود و راهم هموار تر. انتقادات سازنده (نه تمسخر امیز) شما را بجان میخرم و سعی در اصلاح. اما فارسی نویسی من ابتدایی است . اگر به اشتباهات دستوری برخوردید بحساب کم و کاست فارسی من بگذارید.

برچسب: نویسنده: غزل میرزاده تاريخ: دوشنبه 5 دی 1401 ساعت: 20:05

شرق عزیز ، لیلایم باز سر از تخم برداشتم و مطلبی میگذارم امیدوارم مورد پسند شما و اهالی غزل خوان قرار گیردمعجزه پیاز و شب زفاف با لحن مشهدی پیاز فروش هی میزنه پشت دستش میگه چه خاكی تو سرم كنم حالا…بدبخت شدم رفت…! گفتم چی شده یا اَخی…؟ سرش رو بلند كرد گفت: پیازام داره خراب میشه…! كلی شتر بار زدم از کربلا پیاز اوردم مشهد اما دریغ از یك خریدار…! هنوز حرفش تموم نشده بود كه دیدم پیشنماز مسجد داره میره برای نماز كه صداش كردم گفتم: یا شیخ دست ای پیاز فروش به دامن

برچسب: نویسنده: غزل میرزاده تاريخ: دوشنبه 5 دی 1401 ساعت: 20:05

اییییییییییییییییییییییییییییییییییی شرقی عیدت مبارک تنت سالم و دلت خوش اییییییییییییییییییییییییییی لیلای گلم عیدت مبارک - دلت بیغم - لبت به لبخند گشاده باد اما دردم درد تو نیز هست، بخوان:برای هوشیاری دوستانم مینویسم دوستی بمن پیام داد که خانمی بنام شراره با ای دی minaee که اگر مهستی را حذف نکنی من عکس خانمت را بهمه پخش میکنم. این دوست من مردی وارسته ، کم حرف ، خوش نویس و شاعر است . دوست دیگری داشتم که وقتی این شراره شلوغش کرده بود و با ابزاری چون سکس چت

برچسب: نویسنده: غزل میرزاده تاريخ: دوشنبه 5 دی 1401 ساعت: 20:05

مهستی آشنا - 08:41 1391/07/19 44 سلامی گرم بر همگان چرا ازدواج میکنیم - موضوع را من انتخاب کردم ، من نه ، این نیم من که همیشه در زندگیش در برابر همسر و فرزندان در برابر دوست و همسایه و حتی در برابر دوستان و خوانندگان مطالبش که حالت مجازی دارد سنگ نیم من بوده تا بتواند استمرار یابد، چون 67 ساله ام ازنسل اماده ازدواج و سازندگان زندگی امروزی که حکم نوه مرا دارند سه نسل میگذرد . یک دختر وقتی پا بعرصه زندگی میگذارد خداوند ودیعه افرینش را در او میدمد.

برچسب: نویسنده: غزل میرزاده تاريخ: دوشنبه 5 دی 1401 ساعت: 20:05

مهستی آشنا - 16:51 1391/03/10 13 اولین سلامم تقدیم خوانندگان این سطور سپاسم نثار تو شرق عزیزکه تشویق هایت بود و راه امید دارم بتوانم از توشه سالیان پر ماجرایی که داشته ام بری چیده و بحضورتان اورم . توجه شما به نوشتارم که گاه خاطره است و گاه دلنوشته ای برایم بسی پر ارج خواهد بود و راهم هموار تر. انتقادات سازنده (نه تمسخر امیز) شما را بجان میخرم و سعی در اصلاح. اما فارسی نویسی من ابتدایی است . اگر به اشتباهات دستوری برخوردید بحساب کم و کاست فارسی من بگذارید.

برچسب: نویسنده: غزل میرزاده تاريخ: دوشنبه 5 دی 1401 ساعت: 20:05

صفحه بندی